حسين بن حسن خوارزمي
490
شرح فصوص الحكم
[ 15 ] فص حكمة نبوية في كلمة عيسوية نسبت حكمت نبوية به كلمهء عيسويه از آن جهت است كه عيسى - عليه السّلام - نبى است به نبوت عامه ازلا و ابدا ، و به نبوت خاصه در وقت بعثت . و لهذا انباء كرد در مهد از نبوت خويش ، و گفت : « آتانِيَ الْكِتابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا » « 1 » . و در بطن امّ نيز از سيادت ازليه خود انباء كرد مادر خويش را كه « أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا » « 2 » . أي سيّدا على القوم . و از اين جهت انباء و اخبار او از احوال روحانيّين غالب بود ، و بيشتر دعوت به باطن مىكرد . و بعضى مىگويند كه : اين كلمه مأخوذ از « نبأ ينبو » است كه فعل ناقص است غير مهموز ، به معنى ارتفع ، از براى ارتفاع عيسى - عليه السّلام - بسوى آسمان ، كما قال تعالى : * ( بَلْ رَفَعَه الله إِلَيْه ) * « 3 » . و مراد از اين نبوت ، نبوت تشريعيهء مشتركه بين الأنبياء نيست تا تخصيص را جهت نباشد ، بلكه مراد نبوت عامهء ازليّه است كه هيچ احدى را از انبياء شركت در آن نبود ، و اولياء أخذ ولايت از مشكات نبوت او مىكنند ، و او صاحب اين مقام است ازلا و ابدا ، چنان كه در فص ثانى گذشت . پس او راست نبوت عامه ازلا و ابدا بطريق اصالت ، « 4 » [ 201 - ر ] و غير او متّصف نمىشود به ولايت و انباء ، مگر در اوان تحصيل شرايطش ، چنان كه نبى ما - صلَّى الله عليه و سلَّم - نبى بود ازلا به نبوت تشريعيه ، و غير او را اين نبوت در هنگام بعثت بود . و چون حضرت شيخ در حكمت قدريه بيان ولايت كرد ، و آن را مرجع نبوت و رسالت داشت ، خواست كه بعضى خواص ولايت را در كلمهء عيسويه بيان كند ، لا جرم اين حكمت را ارداف كرد به حكمت قدريه . و الله اعلم بأسرار الحكم . عن ماء مريم أو عن نفخ جبرين في صورة البشر الموجود من طين .
--> « 1 » س 19 ى 30 . « 2 » س 19 ى 24 . « 3 » س 4 ى 158 . « 4 » قا : اصالت + است .